• دوشنبه ۳ اردیبهشت ماه، ۱۳۹۷ - ۰۸:۲۴
  • دسته بندی : اقتصادی
  • کد خبر : 972-184-5
  • خبرنگار : 57005
  • منبع خبر : خبرگزاری ایسنا منطقه قم

آیا استراتژی‌های اقتصاد مقاومتی بر توانمندسازی کارکنان تاثیر معناداری مي‌گذارد؟


برای اين‌كه بتوانيم موضوع توانمندسازی را در سازمان اجرا كنيم بايد شيوه رهبری آمرانه را در سازمان به شيوه رهبری مشاركتی تبديل كنيم؛ اقتصاد مقاومتی الگویی است که در صدد است با محوریت توسعه منابع انسانی، انضباط و قانونمندی، توانمدسازی نیروها، رشد و پایداری اقتصادی را برقرار سازد.

اقتصاد مقاومتی، اقتصادی کوشا است که متکی بر توانمندی های داخلی با استفاده از مجموعه ظرفیت‌هاي لازم در کارکنان براي قادر ساختن آنان به ایجاد ارزش افزوده در سازمان است.

اقتصاد مقاومتی به دنبال راه حل توانمندسازی و مدیریت قبل از بحران است؛ تفکر اقتصاد مقاومتی نه تنها شرایط حال را مدنظر قرار میدهد بلکه به افقهای دوردست نیز می‌اندیشد، به همین دلیل سیاستهای اجرایی اقتصاد مقاومتی مرتبط با حوزه ی توانمند سازی باید از بالندگی و پویایی بـرخـوردار باشد تا ظرفیت بازدارندگی کشور در قبال تهدیدات نوظهور افزایش یابد.

امروزه بر نقش دولت در توسعه اقتصادی کشورهای در حال توسعه اذعان می‌شود؛ از سوی دیگر برای کشور جمهوری اسلامی ایران که مصمم است اقتصاد تک محصولی مبتنی بر نفت را متحول نموده و به سمت عدم وابستگی حرکت کند، موضوع اقتصاد مقاومتی یک راهکار و نقشه راه سازنده است(حسین پور،1395).

طرح نظرية اقتصاد مقاومتي توسط مقام معظم رهبري، ادامه و تكميل نامگذاري سال هاي گذشته است كه مسائل اقتصادي كشور را در رأس برنامه ها و فعاليت هاي كشور تعريف و تبيين مي کردند؛ طرح اين موضوع نيز به جهت مقابله با توطئه هاي دشمنان اهميت دو چندان دارد؛ زيرا آنان با برنامه هاي دقيق و حساب شده خويش يك جنگ تمام عيار اقتصادي را عليه كشور مديريت مي كنند و از هر كجا كه نقطه ضعفي پيدا كنند، ضربه خواهند زد.

اقتصاد مقاومتي، تشخيص حوزه هاي فشار و متعاقباً تلاش براي كنترل و بي اثر كردن و در شرايط آرماني تبديل چنين فشارهايي به فرصت است، كه از طريق كاهش وابستگي ها و تأكيد روي مزيت هاي توليد داخل و تلاش براي خوداتكايي امكان پذير خواهد بود.

طرح اقتصاد مقاومتي به عنوان سياست كلي كشور و بيان اركان و زمينه هاي اجرايي آن در همه بخش‌ها و سازمان‌هاي جامعه، توجه به اين مهم را ضروري مي سازد كه اتخاذ این سیاست و اجرای گام به گام آن در سازمان هاي دولتي و خصوصي تا چه حد استراتژي هاي سازماني را تحت تأثیر قرار می دهد؟ همانطور که بیان شد يكي از مهمترين استراتژي هاي سازماني، توجه به منابع انساني و توانمند سازی کارکنان است.

در حیطه بهره وری ملی منابع انسانی، وجود نیروی انسانی فعال و کوشا، مولد و کارا می تواند تمام جنبه های مرتبط با حوزه های فشار را تحت تاثیر قرار دهد، به عبارت دیگر توانمندسازی منابع انسانی می تواند عاملی موثر و تاثیر گذار در پیشبرد اهداف اقتصادی خصوصا در رابطه با آرمان های بزرگ اقتصاد مقاومتی باشد.

توانمند‌سازی را مي توان، در بر گيرنده مجموعه تدابير و روش‌هایی دانست كه به كمك آن، رفتار كاركنان را دچار تغيير نموده و آن‌ها را قادر مي‌سازد تا با توجه به شرايط سازمان، بهترين تصميمات را اتخاذ و با ارائه‌ی خلاقیت در قالب فعالیت‌های تیمی، سازمان را در جهت بهره وری هدایت کنند.

همان گونه كه از تعريف توانمندسازی بر مي‌آيد شايسته بودن، توان بالقوه‌ای را تشريح مي‌كند كه افراد بايد برای اعمال نفوذی كه عملكرد را بهبود مي‌بخشد، دارا باشند؛ همچنين برابر تعريف توانمندی، نفوذ، شايستگی در عمل را بيان مي‌كند. البته هر سازمانی اين تعريف را با نيازها و فرهنگ خودش تطبيق خواهد داد. در هر حال ضروری است كه يك ارتباط روشن بين توانمندسازی، نفوذ مبتنی بر صلاحيت و بهبود مستمر حفظ شود. اين تعريف، شالوده و بنيان شناخت و ارتباط مفهوم توانمندسازی را فراهم مي‌كند. هر عنصری در الگوی مديريت فرايند توانمندسازی مانند دستاوردها، اهداف، راهبردها و كنترل‌های توانمندسازی، به توسعه و شناخت كامل توانمندسازی كمك مي‌كند.

با توجه به اهمیت نقش استراتژی‌های اقتصاد مقاومتی به‌عنوان سازه‌ی نگرشی و تاثیر آن بر توانمندسازی بنابراین سوال اصلی این است که آیا استراتژی های اقتصاد مقاومتی بر توانمندسازی کارکنان تاثیر مثبت و معناداری مي‌گذارد؟

برای اين كه بتوانيم موضوع توانمندسازی را در سازمان اجرا كنيم بايد شيوه رهبری آمرانه را در سازمان به شيوه رهبری مشاركتی تبديل كنيم. لازمه اجرای اين سبك از رهبری در سازمان توانمند كردن كاركنان است. به همين منظور بايد نكاتی را در سازمان مدنظر قرار دهيم تا كاركنان را توانمند سازيم و با مشاركت افراد در رسيدن به اهداف سازمانی تلاش كنيم. اين نكات عبارتند از ارزش‌ها، ساختارها، رهبری، فرايندها، تسهیم دانش، مناسبات و همكاری ها، نظارت ها و پاداش ها.

برای تحلیل اقتصاد مقاومتی دو رویکر وجود دارد؛ رویکرد اول رویکرد مدیریت ریسک است؛ در این رویکرد میزان احتمال شکست سیستم مورد محاسبه قرار می‌گیرد و سعی می‌شود از ورود به حوزه‌هایی که ریسک بالایی دارد، پرهیز شود.

رویکرد دیگر رویکرد مهندسی مقاومت است که در این ‌رویکرد روش‌های تقویت مقاومت سیستم و همچنین ایجاد انعطاف‌پذیری بیشتر در برابر فشارهای وارده مورد مطالعه قرار می‌گیرد و از طریق تقویت سیستم، مقاومت در برابر فشار وارده افزایش می‌یابد، به‌طوری‌که آسیب به حداقل برسد.

با توجه به فشارهايي كه كشور ما به دليل تك محصولي بودن و اتكاي به درآمد نفت از يك طرف و به دليل تحريمها و فشارهاي خارجي از طرف ديگر متحمل مي گردد، توجه و توسعه منابع انسانی و توانمند سازی کارکنان به منظور ارتقا بهره وری و خلاقیت و کارافرینی بسيار مهم است. 

در تحقیقی تحت عنوان "اقتصاد مقاومتي؛ راهكار عبور از تحريم ها" آمده است، «نظام اقتصادی جمهوری اسلامی ایران تحت تاثیر این وضعیت باید یک نظام اقتصادی مناسب با تحریم تبیین کند. با توجه به توانمندی های اقتصادی ایران، اقتصاد مقاومتی بهترین گزینه می باشد. اقتصاد مقاومتی، اقتصادی است که از تحریم ها فرصت سازی کرده و زمینه رشد و شکوفایی را فراهم می آورد؛ در این مقاله ابتدا تحریم اقتصادی تشریح شده است و سپس دلایل تحریم اقتصادی ایران و آثار آن بر اقتصاد ایران بیان شده و در ادامه پس از بیان بخشی از توانمندی های اقتصاد ایران، تعاریف اقتصاد مقاومتی ارائه شده و مولفه های اقتصاد مقاومتی در مورد کشور ایران شناسایی و تبیین شده است، اهمیت اقتصاد مقاومتی در تحریم ها در بعد زمانی تشریح، و در نهایت بحث و نتیجه گیری از موضوع ارائه شده است».

عملیاتی نمودن اصول توانمندسازی در شرایط کنونی کشور نیاز به پیش شرط هایی دارد که در صورت عدم تامین این پیش شرط ها توانمندسازی به معنای حقیقی عملیاتی نخواهد شد، مبانی اقتصاد مقاومتی می تواند در عملیاتی کردن توانمندسازی نقش بسزایی ایفا کند.

بنابراین مدیران اقتصادی در همه ی رده ها باید از داده ها و اطلاعاتی که مبانی اقتصاد مقاومتی در اختیارشان قرار می دهد جهت تحقق اهداف توانمندسازی بهره گیرند؛ اقتصاد مقاومتی یک نظام اقتصادی مجزا نیست، یک مدل اقتصادی کلاسیک نیست، بلکه جریانی مهندسی شده از خودکفایی و تولید ملی و درآمد ملی و مصرف ملی و صادرات ملی است که باعث تعادل در بازارهای اقتصاد کلان می گردد و با استفاده از ظرفیت های تشویقی درصدد است ضریب نفوذ خود را تا پائین ترین لایه های اقتصاد خرد و بنگاه های کوچک اقتصادی و خانوارها، گسترش دهد؛ اقتصاد مقاومتی الگویی است که در صدد است با محوریت توسعه منابع انسانی، انضباط و قانونمندی ، توانمدسازی نیروها ، رشد و پایداری اقتصادی را برقرار سازد.

یادداشت: هادی خورسند، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت استراتژیک


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: