• سه شنبه ۸ آبان ماه، ۱۳۹۷ - ۱۲:۰۷
  • دسته بندی : اجتماعی
  • کد خبر : 978-4314-5
  • خبرنگار : 839601
  • منبع خبر : خبرگزاری ایسنا منطقه قم

تاریخ نگاری؛

ورود اهل بیت(ع) به کربلا در روز اربعین

در روز اربعین، دختران علی مرتضی(ع) و یتیم های فاطمه زهرا(س) یکی پس از دیگری به نزدیک قتلگاه می آمدند، همگی چون برگ خزان از روی شترها برروی خاک می ریختند و هریک قبر شهیدی را در بغل می گرفتند، و بلند بلند گریه و ناله می کردند.

به گزارش ایسنا منطقه قم، در کتاب "سحاب رحمت" نوشته عباس اسماعیلی یزدی آمده است، پس از اتمام اسارت اهل بیت امام حسین(ع)، هنگامی که زنان و عیال امام حسین(ع) از شام بازگشتند و به عراق رسیدند، به راهنمای قافله گفتند " ما را از راه کربلا ببر".

پس آمدند تا به قتلگاه رسیدند، دیدند جابر بن عبدالله انصاری و جمعی از بنی هاشم و مردانی از آل رسول خدا(ص) برای زیارت قبر حسین(ع) آمده اند؛ همگی به یک هنگام در آن سرزمین گرد آمدند و مجلس عزایی برای حسین بن علی (ع) و دیگر شهداء کربلا برپا کردند.

در این هنگام، حضرت سکینه با صدای بلند می فرمود: "وامحّمداهُ، واجَدّاهُ" بر تو سخت است ظلم هایی که بر اهل بیت تو روا داشتند و دسته ای را زخم دار و گروهی را لگد کوب سُمّ اسبان و جمعی را سر بریدند.

بعد از دستور امام سجاد(ع) بر رفتن قافله اسراء، سکینه دور قبر مطهر پدر، حرکت می کرد و در حالی که اشک می ریخت، می فرمود:
"ای سرزمین کربلا! جسمی را به  تو می سپاریم که بدون کفن و غسل دفن شده است."
"ای کربلا! روحی را نزد تو می گذاریم که روح رسول خدا و وصی او امیرالمومنین(ع) است"

دختران علی مرتضی(ع) و یتیم های فاطمه زهرا(س) یکی پس از دیگری به نزدیک قتلگاه می آمدند، همگی چون برگ خزان از روی شترها بر روی خاک می ریختند و هریک قبر شهیدی را در بغل می گرفتند، و بلند بلند گریه و ناله می کردند.

نقل شده است، حضرت زینب (س) نیز خود را روی قبر مبارک امام حسین(ع) می انداخت و با آواز حزین، فریاد می کشید: "وا اَخاهُ، وا حسیناهُ...."؛ آنقدر این بانو بر سر مزار مطهر برادر، گریست و خاک قبر منور را بر سر ریخت که همان جا از شدت گریه بی هوش شد.

پس از آنکه حضرت زینب(س) به هوش آمدند، مجددا شروع به درد دل با برادر خویش کرد و فرمود: "ای برادر، در راه شام آنقدر تازیانه بر پشت من زدند که کمرم مجروح شده است و هنوز جراحت آن باقی است"

اهل بیت امام حسین(ع) سه شبانه روز در کربلا به عزاداری مشغول بودند و امام سجاد(ع) چون خاندان رسالت را به آن حالت گریان و پریشان دیدند، برجان آن ها ترسیدند و دستور حرکت به مدینه را صادر کردند.


 


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: