• دوشنبه ۲۲ بهمن ماه، ۱۳۹۷ - ۰۰:۴۸
  • دسته بندی : سیاسی
  • کد خبر : 9711-8985-5
  • خبرنگار : 7
  • منبع خبر : خبرگزاری ایسنا منطقه قم

/خاطرات انقلاب/

بعد از انقلاب در کمیته و دادگاهها،شاهد رفتارهای انسانی با ساواک دستگیر شده در قم بودم

یکی از مبارزین انقلابی گفت: بعد از پیروزی انقلاب در کمیته و دادگاه‌ها، شاهد رفتارهای انسانی با ساواک دستگیر شده در قم بودم؛ به طوری که احکام آن‌ها بر اساس عدالت اسلامی صادر می‌شد و اگر قتلی مرتکب نشده بودند، فقط به مدت چند سال دوره زندان را سپری می‌کردند.

داوود زندی در گفت و گو با خبرنگار ایسنا منطقه قم، با اشاره به گوشه هایی از خاطرات خود قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی عنوان کرد: بنده متولد 1326 هستم و از سال 1342 در سن 15 سالگی با تهیه رساله امام خمینی(ره)، مقلد ایشان شدم.

وی تصریح کرد: من، تمام سعی خود را برای بودن در خط امام(ره) به خرج می دادم، آن روزها منزل امام(ره) در یخچال قاضی بود و مردم جمعه هر هفته نماز مغرب و عشا را در منزل امام به جماعت اقامه می کردند و من نیز در آن روز حضور می یافتم.

این مبارز انقلابی اظهار کرد: حضور در سخنرانی ها در سالهای پایانی رژیم شاهنشاهی بسیار خطرناک بود و من با اینکه این را به خوبی می دانستم، باز هم علاقه مند به حضور در سخنرانی های آتشین علیه ظلم و ستم شاه بودم.

وی خاطرنشان کرد: بنده در حادثه فیضیه حضور داشتم. آن روز مراسمی در دوم فروردین در سوگواری شهادت امام صادق(ع) برگزار کرده بودند که منجر به درگیری با نیروهای شاه شد.  4 ماشین نظامی بیرون فیضیه ایستاده بود و از جو حاکم مشخص بود که درگیری در پیش است، بسیاری از چهره ها، اصلا قمی نبودند، ابتدای مراسم، آل طاها یکی از سخنوران صحبت کرد، بعد حاج انصاری از دیگر سخنرانان در میان جمع رفت.  ناگهان در بین جمع به بهانه دو نخ سیگار، درگیری ایجاد شد. حاج انصاری با مهارتی که داشت از همان بالای منبر، مساله را خاتمه داد.

این مبارز انقلابی و سیاسی اظهار کرد: ناگهان یک نفر در بین جمع فریاد زد به روح پرفتوح اعلی حضرت صلوات ختم کنید. این جا بود که افراد متوجه حضور ساواک شدند و بعد درگیری شروع شد. ساواک آجرها را به سمت حجره ها پرتاب می کردند و شعار جاوید شاه سرمی دادند.

وی گفت: بنده با چندین نفر دیگر برای حفاظت از آیت الله گلپایگانی، جلوی حجره ایشان ایستادیم تا مانع از پرتاپ پاره های آجر شویم.

زندی در ادامه بیان کرد: من همچنین در جریان سخنرانی های حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور نیز قرار داشتم. ایشان بدون واهمه از ساواک، سخنرانی های تندی علیه شاه داشت و اتفاقا با استقبال زیادی از مردم مواجه می شد. قرار بود ایشان به مدت 10 شب سخنرانی داشته باشد.  شب هفتم ایشان نیامد، ما متوجه موضوعی شده بودیم. فردی به نام حاج تقی شادی در این مجالس بود که خود را به دیوانگی زده بود تا اگر حرفی می زند با او کار نداشته باشند، او پشت میکروفن رفت و گفت آقای روحانی امشب به خاطر اهانت به امام (ره) در یک روزنامه نیامده است.

این مبارز انقلابی اظهار کرد: او با این جملات، مطلب را به مردم رساند و آن ها را متوجه ماجرا کرد. یادم می آید 18 دی به دلیل اعتراضات، بازار بسته شد و جمعیت برای مخالفت با توهین روزنامه اطلاعات، به منازل علما می رفتند.

وی تصریح کرد: 19 دی تا عصر نیز تحصن ها ادامه داشت و مردم به منزل نوری همدانی رفتند و بعد از سخنرانی ایشان به سمت چهار راه بیمارستان فعلی حرکت کردند که در آن جا درگیری اتفاق افتاد.

زندی خاطرنشان کرد: بنده بارها تحت تعقیب نیروهای ساواک قرار گرفتم و چندین بار به شدت ضرب و شتم شدم. دو بار هم دستگیر شدم و بعد از چند ساعت بازداشت و تحمل شلاق، آزاد شدم. در دوران جوانی مداحی می کردم، یک روز در عید غدیر، وقتی آیت الله پسندیده برادر امام(ره) مراسمی گرفته بودند و من برای مداحی به آن جا رفتم.   وقتی مداحی تمام شد، سید احمد خمینی نزد من آمد و گفت سریع از این جا برو، مامور ساواک دنبال تو بوده اند؛ یکی دو بار هم در دستگیری های چند ساعته شلاق خوردم.

این مبارز انقلابی تصریح کرد: من خیلی به امام(ره) علاقه داشتم،یک بار وقتی جمعیت زیادی به بیت ایشان می آیند با هجوم جمعیت، شیشه ها می شکند که خوشبختانه صدمه ای به امام نرسید و از محافظین امام(ره) خواستم بیشتر مراقب باشند.

وی گفت: ساواک خیلی تلاش کرد در میان مردم رعب و وحشت ایجاد کند؛ اما مردم قم دیگر هراسی از آن ها نداشتند و حتی در مناطقی مانند نیروگاه نیز درگیری هایی شکل می گرفت.

زندی عنوان کرد: 57 سالی عجیب بود؛ اوج خفقان. هیچ کس باور نمی کرد که انقلاب به یک باره پیروز شود؛ یک روز از سمت پل حجتیه به طرف منزل می رفتم که دیدم 13 تانک در حرکت است، یک دفعه فرمان شلیک به سمت مردم را دادند.   من در جویی پنهان شدم. خانمی که بچه ای به بغل داشت، در حین فرار پرت شد و نمی دانم که تیر خورد یا نه. وقتی پیدایم کردند، من را با چوب به شدت زدند و خون آلود روبروی بیت امام (ره) آزادم کردند.

وی ادامه داد: بعد از فعالیت در کمیته، عضو سپاه شدم و به خدمت پرداختم و 6 ماه بعد از انقلاب به سفر حج رفتم.

این مبارز انقلابی در قم عنوان کرد: در رژیم طاغوتی نیز افرادی داشتیم که دل شان با حکومت نبود و حاضر به صدمه زدن به مردم نبودند. ژنرال قرنی، یکی از این افراد بود که در زمان شاه قصد کودتا داشت و اخراج شد که بعد از انقلاب وی در مسئولیتی به خدمت می پرداخت؛ اما منافقین او را ترور کردند.

وی اظهار کرد: چهلم شهادت قرنی نیز مراسمی برای او گرفته بودند و علما در آن جا حضور داشتند. در آن زمان من محافظ آیت الله مکارم شیرازی شده بودم.

زندی تصریح کرد: در سال 58 یک روز قرار شد به منزل آیت الله مکارم بروم و محافظ ایشان باشم. معظم له در آن زمان محافظ نداشتند، می گفتند روز گذشته یک نفر از تهران آمده و می خواستند با اسلحه، ترورشان کنند.   آن فرد در همه جا آیت الله مکارم را تعقیب کرده بود و وقتی می خواسته که به ایشان سوء قصد کند، آیت الله مکارم شیرازی را می بیند و از هیبت ایشان و نگرانی از تعرض به ساحت علما، لرزه بر اندامش می افتد و پشیمان می شود و خود را به کلانتری معرفی می کند.

این مبارز انقلابی خاطرنشان کرد: بعد از پیروزی انقلاب، بنده عضو کمیته شدم و در پاکسازی منافقین و مجاهدین خلق از مقر پارک شهر قم که به آموزش نظامی مردم و عضو گیری مشغول بودند، شرکت داشتم .

وی ادامه داد: اوایل انقلاب، منافقین، بسیاری از جوانان را فریب داده بودند و بیش از 4 هزار نفر هوادار در قم داشتند که تعداد زیادی را دستگیر کردیم، من در بسیاری از دادگاههای منافقین و ساواک حضور داشتم.

زندی عنوان کرد: بعد از پیروزی انقلاب در کمیته و دادگاهها، شاهد رفتارهای انسانی با ساواک دستگیر شده در قم بودم، به طوری که احکام آن ها بر اساس عدالت اسلامی صادر می شد و اگر قتلی مرتکب نشده بودند دوره زندان به مدت چند سال را سپری می کردند.

 

 

 


انتهای پیام

ارسال خبر به دوستان

* گیرنده(ها):

آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:

ارسال نظر

نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:
* کد مقابل را وارد نمایید: